به نام او
تمام دنیا بهانه ای است برای یاد تو بودن مهربان
سلام عزیز !
اربعینی دیگر در راه است و باز هم من همان تک نفر جامانده از قافله ! همان غافل از قافله ...
دلتنگم برای خیلی چیزهای دنیا ؛ پای دلم گیر کرده در تعلقاتی که مال من نیست ... گیر کرده است دلم در همان نا کجا آبادی که ...
آنقدر دیر به دیر می آیم به مامنت به این پناهگاه ؛ که هزار حرف نزده صف می کشد و گاه حرفی بی اجازه ...
دلتنگم برای تمام آنچه بودم و نیستم / دلتنگم برای تمام آرزوهایی که رهایشان کردم ....
دلتنگم برای مهربان ترین پدری که هرگز ندیده ام به لیاقت نداشته ام ! دلم نگاهتان را میخواهد ؛ آغوش پر مهر پدریتان
حال که یتیم پدر دنیاییم شدم ، بیشتر به این یتیم دیدنتان؛ نگاه کنید
من اینجا و آن عزیز نمیدانم کجاست که نه اذن به من میدهند بر وصالش نه به او برای دیدن من
هجوم می آورند کلمات ... مثل سیل اشک هایم که رهایم نمیکند از نادیدنتان
واسطه شوید ... مهربان عالم واسطه شوید بگذرد از من
واسطه شوید رهایم کند ...همین نفس اماره ی سرکش!!
دیگر یارای در آغوش کشیدنش را ندارم
واسطه شوید ... بگذرد از من !
اللهم عجل لولیک الفرج